محمدصادق دهلوي

مقدمه 74

كلمات الصادقين ( فارسي )

اعتقاد دارد و در تصانيف خود توصيف وى بسيار كرده . [ 122 ] اين سه بيت از آن جمله است 1 : چون ازو موج زد كلام احد * نفذ 2 البحر قبل ان تنفذ او چو ابر كرم بفرق جهان * زيركان چون صدف گشاده دهان مس من گشت كيميا از وى * شمع من يافته ضيا از وى قبر شريف وى در دهلى است . شيخ ركن الدّين دهلوى قدس سره پسر شيخ شهاب الدّين امام است . از اولياى 3 وقت بود و بسعادت ملازمت شيخ بزرگ نظام الاولياء و اكابر خلفاى 4 او رسيده 5 و سعادتهاى 6 اخروى اندوخته و به آن حضرت ارادت داشته و خرقهء خلافت از پدر بزرگوار خود پوشيده و صاحب سجاده گشته . مسعود بك * از جمله مريدان اوست و بوساطت او بسلطان الاولياء مىرسد . قبر آن جناب قريب بلادو سراى است . پهلوى پدر بزرگوار خود مردانه خفته . شيخ كبير اوليا 7 قدس سره برخى از ساكنان اين شهر بر وى گمان شگرف بزرگى دارند ليكن در كتب از احوال او چيزى كمتر است 8 . اين‌قدر هست 9 كه 10 غلام خاصه 11 و معتمد و مؤتمن سلطان محمد تغلق بود و از وى مقرب‌تر و نزديك‌تر در درگاه سلطانى ديگرى 12 نبود و بصفات حميده و اوصاف پسنديده اتصاف داشت . چون سلطان محمد را [ 123 ] در اواسط عهد سلطنت در دل نشست كه امارت و حكومت بىامر و اذن خلفاى 13 عباسيه كه به حكم الائمة من قريش * امام وقت و خليفهء عهد ايشانند جايز نباشد ، عرايض و صحايف مشتمل بر مقدمات غريب انشا نمود و جماعه را پيش خليفه بمصر فرستاد و اموال و خزاين پيشكش كرده علم ولايت و منشور خلافت طلبيد و كبير اوليا را كه ملك قبول نام داشته بوجه خدمتى ملك